سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

369

تاريخ ايران ( فارسى )

و توانائى آنها را نفهميده باشد . كشتيهاى مرتب و با عظمت او در موسم پائيز 326 قبل از ميلاد از رود جلوم شروع بمسافرتى كردند كه طول خط آن فقط در دريا نهصد ميل بوده و قريب بيكسال بايستى طول بكشد تا بانجام برسد . نه‌آرخ كه در ميان بحرپيمايان عالم درجهء اول را حائز بوده است و مقدر شده بود كه اين شهرت پايدار را بنام خود بربايد برياست اين سفاين مقرر و بدقت تمام منازل و توقف‌گاهها را معين نموده در حالتى كه دستجات سپاهيان نيز از دو طرف رود در خشكى با او راه مىپيمودند ، پس برود چناپ داخل شده و آن بدون خطر از غرقاب و گردابها نبود ، اسكندر كه هميشه تشنهء تحصيل نام و افتخار بود از كشتى بيرون آمده شكستى فاحش به جماعت ماليان وارد ساخت و در هنگام حمله و هجوم به شهر عمدهء آنها كه ملتان حاليه است فقط با سه نفر از سربازان مخصوص خودش بسنگر آنها داخل شد و مقدونيها بكمك او رسيده ويرا از شدت جراحت قريب بمرك يافتند . در اينجا ميتوان تصور نمود كه از خبر مرك او چه وحشت و اضطرابى رويداده و نيز بعد از نجات از مرك و مراجعتش باردو و سواره خود را بلشكريان نمودن و به آنها اظهار مهربانى كردن چه مسرتى حاصل شده است . او از پاتاله منتهى اليه مصب سند كراتروس را با سه دسته از سپاهيان و بيماران و فيلها مرخص كرده و دستور داد كه از طريق رخج و سيستان بايران برود و خودش رو به محيط سرازير شده و با وجود طوفان سخت و شديد و موجهاى مشوش و آسيب و شكستى كه به كشتيها وارد آورد بىخطر پيش رفت و وارد محيط گرديد . او در آنجا براى پوسيدن « 1 » رب النوع قربانيها گذرانيد و پس از تقديم شراب و انداختن ساغر بشكرانه در دريا از رب النوع درخواست نمود كه نئاركوس « 2 » را در سفرش ظفرمند گرداند . حركت از رود سند به شوش در 325 قبل از ميلاد اينكه اسكندر تمامى طول مكران كنونى را خط سير خود قرار داده با اطلاعاتى كه مسلما از مخاطرات اين راه داشت براى اين بوده كه به نيروى دريائى خود كه براى تكميل اين سفر

--> ( 1 ) - Poseidon ( 2 ) - Nearchus .